تبلیغات
cinema - آلفرد هیچکاک (به مناسبت سالروز تولد)


درباره وبلاگ:

آرشیو:

طبقه بندی:

آخرین پستها :

پیوندها:

نویسندگان:

آمار وبلاگ:


Admin Logo themebox

آلفرد هیچکاک (به مناسبت سالروز تولد)

نوشته شده توسط:azarakhsh
دوشنبه 22 مرداد 1386-08:08 ق.ظ

امروز ۲۲ مرداد برابر با ۱۳ اوت مصادف با سالروز تولد کارگردان بزرگ سینمای جهان آلفرد هیچکاک است. برای نوشتن در مورد این نابغه سینما نه تنها علم و دانش بسیار لازم است بلکه شجاعت و جسارت بسیار می خواهد. نوشته های امروز رو تقدیم می کنم به دوست بسیار عزیزم بهزاد رشیدیان. امیدوارم مورد قبولش قرار گیرد.

امروز ۲۲ مرداد برابر با ۱۳ اوت مصادف با سالروز تولد کارگردان بزرگ سینمای جهان آلفرد هیچکاک است. برای نوشتن در مورد این نابغه سینما نه تنها علم و دانش بسیار لازم است بلکه شجاعت و جسارت بسیار می خواهد. نوشته های امروز رو تقدیم می کنم به دوست بسیار عزیزم بهزاد رشیدیان. امیدوارم مورد قبولش قرار گیرد.

آلفرد هیچکاک

تاریخ و محل تولد:

13 August 1899, Leytonstone, London, England, UK

:تاریخ و محل مرگ

29 April 1980, Bel Air, California, USA

اسم واقعی:

Alfred Joseph Hitchcock

اسامی مستعار:

Hitch
The Master of Suspense

استاد دلهره

برای اطلاعات کامل تر به سایت www.imdb.com مراجعه نمائید.

 


هیچکاک ، فیلمساز بزرگ .و بر جسته انگلیسی در چنین روزی در سال 1899 میلادی قدم به عرصه گیتی نهاد . او فیلمهای بسیاری را کار گردانی کرده است که از میان آنها می توان به "روانی" ، "پرندگان "و "پنجره پشتی" اشاره کرد . هیچکاک فیلمساز مولفی است که آثار او در گونه وحشت از بهترین آثار سینمایی به شمار می روند .پدر آلفرد جوزف هیچکاک"، استاد سینمای دلهره ،"ویلیام هیچکاک" یک سبزی فروش ساده بود که با کارگری روزگار می گذراند ومادرش "اما" نیز به خانه داری می پرداخت. تنها دلمشغولی این خانواده تربیت کودکانی بود که به مذهب احترام گذاشته و به انسانهای نیکوکاری تبدیل شوند.
"آلفرد" از سنین 16 سالگی علاقه اش را به سینما نمایان ساخت و با خرید مجلات سینمایی اوقات می گذراند. او مدت 5 سال را به عنوان کارمند اداره تلگراف سرگرم به کار شد و سرانجام به بزرگترین رویای دوران جوانی اش که همانا فعالیت در استودیوهای فیلمسازی بود دست یافت.جوان مستعد خانواده هیچکاک به عنوان طراح تیتراژ فیلمها به استخدام استودیوی لاسکی درآمد و به مدت دوسال درآنجا فعالیت کرد. این تنها آغازی برماجراجویی های وی به شمار می آمد. او درتمامی این مدت درصدد یافتن فرصتی بود که بر اریکه کارگردانی تکیه زند.بیماری کارگردان فیلم "همیشه به همسرت بگو" این فرصت را برایش فراهم آورد. نتیجه کار هیچکاک جوان به حدی تاثیرگذار بود که موجبات حیرت تمامی همکارانش را دراستودیو فراهم کرد اما عمر این موفقیت طولانی نبود.استودیو لاسکی به فعالیتش در انگلستان پایان داد و "هیچکاک" به ناچار راه شرکت فیلمسازی "گینتربروپیکچرز"را درپیش گرفت.او پس ازکسب تجربه درزمینه نویسندگی ، طراحی تیتراژ و دستیاری کارگردان، فیلم "مسرت باغ" را کلید زد با این وجود تولد این کارگردان در عرصه هنری همزمان با ساخت فیلم هیجان انگیز"مستاجر" محصول سال1936 رقم خورد .این اثردربکارگیری عنصرهیجان از روشهای منحصر به فردی سود جست.فیلمهای "سرازیری"،"تقوای آسمانی"،"حلقه"ازجمله آثاری بودند که دراین برهه اززمان درکارنامه هنری و ی شکل گرفتند.اما موفقیت با فیلم "حق السکوت"محصول سال 1929 به سراغش آمد.این فیلم درسینمای ناطق به جایگاه رفیعی دست یافت. فیلمساز نام آورسینمای انگلستان با این اثر ثابت کرد که حضور صدا نمی تواند پایانی برحکمرانی جلوه های تصویری باشد.دهه سی با خلق فیلمهای مطرحی چون "جنایت"،"بازی پوست"،"مردی که زیاد می دانست"،"پله سی و نهم"،"خرابکاری"و"بانوناپدید می شود" همراه بود.
دراین زمان صاحبنظران سینما ازچهره ای یاد می کردندکه شمارش نبض مخاطبان را درسالنهای سینما دردست داشت و با خلق فیلمهای خوش ساخت نفسها را درسینه حبس می کرد.

برگرفته از سایت شرکت پژوهش و فناوری پتروشیمی


سر آلفرد جوزف هیچکاک (زاده ۱۸۹۹ میلادی - درگذشته ۱۹۸۰). کارگردانی انگلیسی که فعالیت عمده‌اش در امریکا بود. هیچکاک بیشتر در زمینه فیلم‌های معمایی و دلهره‌آور فعالیت داشت.او که در آلمان تحت تأثیر سبک هیجان‌نمایی (اکپرسیونیسم) قرار گرفته بود در انگلیس آغاز به کارگردانی نمود و از سال ۱۹۳۹ در امریکا به فعالیت پرداخت. هیچکاک طی شش دهه در ساخت بیش از پنجاه فیلم شرکت داشت (از فیلم‌های صامت تا فیلم‌های تکنی‌کالر) تا امروز به عنوان یکی از سرشناسترین و محبوبترین کارگردانان فیلم‌های

وی پسر یک سبزی فروش به اسم ویلیام هیچکاک‎ بود و خانواده‌اش به شدت کاتولیک بودند. سال ۱۹۱۵ کارش را توی یک استودیوی فیلمسازی در انگلستان، با سمت طراح تیتراژ فیلم شروع کرد. در کارنامه سینمایی ۵۳ ساله‌اش، ۶۴ فیلم صامت و ناطق را کارگردانی کرد.


فیلم‌شناسی


کارگردان:

توطئه خانوادگی (۱۹۷۶)
جنون(۱۹۷۲)
توپاز (۱۹۶۹)
پرده پاره (۱۹۶۶)
مارنی (۱۹۶۴)
پرندگان (۱۹۶۳)
روانی (۱۹۶۰)
شمال از شمال غربی (۱۹۵۹)
سرگیجه (۱۹۵۸)
مرد عوضی (۱۹۵۶)
مردی که زیاد می‌دانست (۱۹۵۶)
دردسر هری (۱۹۵۵)
برای گرفتن دزد (۱۹۵۵)
پنجره عقبی (۱۹۵۴)
ام را نشانه قتل بگیر (۱۹۵۴)
اعتراف می‌کنم (۱۹۵۳)
غریبه‌ها در قطار (۱۹۵۱)
وحشت در صحنه (۱۹۵۰)
طناب (۱۹۴۸)
بدنام (۱۹۴۶)
طلسم شده (۱۹۴۵)
قایق نجات (۱۹۴۴)
سایه یک شک (۱۹۴۳)
خرابکار (۱۹۴۲)
سوظن (۱۹۴۱)
آقا و خانم اسمیت (۱۹۴۱)
خانه کنار جزیره (۱۹۴۰)
خبرنگار خارجی (۱۹۴۰)
ربکا (۱۹۴۰)
خانم ناپدید می‌شود (۱۹۳۸)
مأمور مخفی (۱۹۳۶)
۳۹ پله (۱۹۳۵)
مردی که زیاد می‌دانست (۱۹۳۴)
والس وینی (۱۹۳۴)
شماره هفده (۱۹۳۲)
غریب و غنی (۱۹۳۱)
ماری (۱۹۳۱)
قتل (۱۹۳۰)
حق السکوت (۱۹۲۹)
همسر دهقان (۱۹۲۸)
شامپانی (۱۹۲۸)
سرازیری (۱۹۲۷)
تقوای آسمان (۱۹۲۷)
حلقه (۱۹۲۷)
عقاب کوهستان (۱۹۲۶)
مستاجر (۱۹۲۶)
باغ تفرجگاه (۱۹۲۵)
شمارهٔ سیزده (۱۹۲۲) ناتمام



بازیگری:

توطئه خانوادگی (۱۹۷۶)
جنون(۱۹۷۲)
توپاز (۱۹۶۹) مردی که در فرودگاه روی صندلی چرخدار نشسته بود
پرده پاره (۱۹۶۶)
مارنی (۱۹۶۴) مردی که دفتر را ترک می‌کند
پرندگان (۱۹۶۳) مردی که سگها را از مغازه خارج می‌کند
روانی (۱۹۶۰) مردی که کلاه گاوچرانی دارد
شمال از شمال غربی (۱۹۵۹) مردی که به اتوبوس نمی‌رسد
سرگیجه (۱۹۵۸) مردی که از کنار دفتر الستر عبور می‌کند
مرد عوضی (۱۹۵۶)‍ گویندهٔ مقدمه
مردی که زیاد می‌دانست (۱۹۵۶)
دردسر هری (۱۹۵۵)
برای گرفتن دزد (۱۹۵۵) مردی که در اتوبوس کنار جان رابی نشسته‌است
پنجره عقبی (۱۹۵۴) مردی که در آپارتمان ترانه‌نویس ساعت کوک می‌کند
اعتراف می‌کنم (۱۹۵۳) مردی که از بالای پله‌ها عبور می‌کند
غریبه‌ها در قطار (۱۹۵۱)
وحشت در صحنه (۱۹۵۰) مردی که در خیابان به ایو خیره می‌شود
طناب (۱۹۴۸) مردی که بعد از تیتراژ فیلم در خیابان راه می‌رود
طلسم شده (۱۹۴۵) مردی که آسانسور را ترک می‌کند
سایه یک شک (۱۹۴۳) مردی که در قطار با کارتها بازی می‌کند
خرابکار (۱۹۴۲) مرد جلوی داروخانه‌ٔ نیویورک
سوظن (۱۹۴۱) مردی که نامه پست می‌کند
آقا و خانم اسمیت (۱۹۴۱) مردی که در خیابان از کنار دیوید اسمیت عبور می‌کند
خبرنگار خارجی (۱۹۴۰) مردی که در خیابان روزنامه به دست دارد
ربکا (۱۹۴۰) مرد کنار باجهٔ تلفن
خانم ناپدید می‌شود (۱۹۳۸) مرد داخل ایستگاه قطار لندن
۳۹ پله (۱۹۳۵)
قتل (۱۹۳۰) مردی در خیابان
حق السکوت (۱۹۲۹) مردی در مترو


او از سال ۱۹۵۵ تا ۱۹۶۲ مجموعه سریالی تحت عنوان «آلفرد هیچکاک تقدیم می‌کند» را کارگردانی کرد که در این فیلم‌ها او به عنوان راوی داستان در فیلم حاضر می‌شد.

از سایت ویکی پدیا

 


- نویسنده و کارگردان بزرگ سینما، استاد دلهره و وحشت، سرآلفرد جوزف هیچکاک در سال 1899 در انگلیس به دنیا آمد.

- در دوران کودکى، یک بار پدرش او را به همراه یک نامه به اداره پلیس محلى فرستاد. افسر پلیس نامه را خواند و بلافاصله به مدت ده دقیقه به دستان آلفرد دستبند زد. بعد دستبند را باز کرد و برایش توضیح داد که این سرنوشت کسانى است که کارهاى بد انجام مى دهند. هیچکاک از آن روز به بعد همیشه از پلیس مى ترسید.

- هیچکاک در سال 1923 اینگونه وارد حرفه کارگردانی شد : کارگردان فیلم «همیشه به همسرت بگو» وسط فیلمبردارى بیمار شد و هیچکاک که قرار بود تنها تیتراژ پایانی فیلم را تهیه کند فیلم را تمام کرد.!!

- او در زمانی که بازیگران سینما بیش از فیلم سازان شهرت داشتند به جرات میتوان گفت تنها کارگردانی بود که بیش از بازیگران اعتبار و محبوبیت داشت.

- هیچکاک را به سبب هیجان و دلهره اى که در فیلم هایش جارى است «آقاى دلهره» نامیده اند. در اکثر فیلم هاى هیچکاک تم اصلى جنایتى است که پرده از هویت انسان ها برمى دارد.

¬- هیچکاک به رغم آوازه اش در عالم سینما هرگز موفق به دریافت جایزه اسکار نشد.

- هیچکاک در فیلم هایش نوآورى هاى متعددى داشته است. مثلاً فیلم «طناب» او تنها فیلم تاریخ سینما است که بیشترین سکانسهای طولانی در آن گرفته شده و بدون کمک از عامل مهمی به نام تدوین شکل گرفته است.تمام صحنه های این فیلم در یک لوکیشن ساخته شده است.

- زمانی ارنست همینگوی گفته بود که اگر در داستانی یک تفنگ را که بر روی دیوار قرار دارد توصیف کردید، در طول داستان باید این تفنگ نقشی را ایفا بکند.سینمای هیچکاک مصداق بارز جلوه گری این عقیده همینگوی است.هر صحنه یا تصویری در یک جای فیلم بکار می آید.مثل این دو مورد:

الف - در فیلم سرگیجه اتاق مادلن با نور سبز چراغ بیرونی هتل روشن است. دلیل این کار هیچکاک را استفاده دراماتیک هیچکاک در صحنه های بعدی نظیر بیرون آمدن جودی از حمام دانسته اند.

ب- در فیلم طناب دلیل دائم جلوی دید بودن کتابها و حرف از کتاب زدن بین بازیگران این بود که نهایتا کتابها با طنابی که ساعتی قبل برای جنایت از آن استفاده شده بسته شود.

- پس از نمایش فیلم هولناک روح( یا همان بیمار روانی) هیچکاک نامه‌ای از یک پدر دریافت کرده بود که با عصبانیت نوشته بود دخترش پس از دیدن این فیلم دیگر حاضر به دوش گرفتن نیست. هیچکاک در جواب نوشته بود:

«بفرستینش خشکشویی»!!

- هیچکاک در زمان پخش فیلم بیمار روانی دستور داده بود که پس از شروع هر سانس به هیچ عنوان کسی را به سالن راه ندهند. دلیل آن هم این بود که قهرمان فیلم در همان نیمه اول فیلم به قتل میرسد و برای کسانی که بعد از این اتفاق برای دیدن فیلم وارد سینما میشدند فیلم بی سر و ته جلوه میکرد.

- حاصل بیش از 50سال حضور او در سینما ساخت نزدیک 60 فیلم است که بسیاری از آنها جزو شاخص ترین فیلمهای تاریخ سینما هستند. فیلمهایی نظیر: ربه کا – سایه یک شک – طلسم شده – بدنام – طناب – سرگیجه – شمال از شمال غربی – روانی – پرده پاره و .... .

- استاد بزرگ تعلیق درسینما در تاریخ 29 آوریل 1980 چشم از جهان فرو بست.

جملاتی به یاد ماندنی از او به یادگار باقی مانده که برخی را مرور میکنیم:

- « در اغلب فیلم هایی که این روزها ساخته می شود ، کمتر می توان سینما یافت. اغلب این فیلم ها را من تصاویر مردمی که با یکدیگر صحبت می کنند می خوانم. وقتی که داستانی به وسیله سینما بازگویی می شود ، فقط زمانی باید به گفتگو توسل جست که با تصاویر نتوان آن را بیان کرد. من همیشه ابتدا می کوشم تا داستان را به طریق سینمایی و به وسیله یک سلسله تصاویر بیان کنم ... »(مصادیق این جمله آخری را عینا در فیلم های طناب و سرگیجه میتوان دید.)

- «همیشه تماشاگر را وادار کنید تا بالاترین حد ممکن رنج بکشد.»

- «زنان موطلایى قربانیان خوبى هستند، آنها شبیه برف دست نخورده اى هستند که رد خونى را نشان مى دهد.»(در توصیف اینکه چرا زنان قربانی در فیلمهای او همیشه دارای موهای طلایی بوده اند)

- « رضایت اصلی من در این است که فیلم تاثیری روی تماشاگران گذاشت ، و من این تاثیر را خیلی مهم تلقی می کنم. من به موضوع توجهی ندارم ، به بازی نیز اهمیتی نمی دهم ، اما برای تکه های فیلم ، فیلم برداری ، نوار صدا و همه اجزاء تکنیکی که باعث شد تا تماشاگران از ترس فریاد بر آورند ، ارزش قائلم. احساس می کنم که خیلی رضایت بخش است چنانچه بتوانیم هنر سینما را برای به دست آوردن چیزی از عاطفه توده مردم به کار ببریم و با روح بی تردید ، به چنین توفیقی نائل شدیم. نه پیامی در این فیلم بود تا تماشاگران را برانگیزد ، نه بازی با اهمیتی یا لذت از داستان ، بلکه همه با فیلم خالص برانگیخته شدند. » ( پس از نمایش فیلم هولناک روح)

- وقتى یک بازیگر به سراغم مى آید و مى خواهد درباره شخصیت اش با من بحث کند، مى گویم این شخصیت همینطورى توى فیلمنامه هست. اگر بگوید: پس انگیزه من چه مى شود؟ مى گویم: «دستمزدت»!!.

- «فیلم خوب، فیلمى است که به قیمت شام بیرون و بلیت سینما و پول پرستارى که مى گیرید تا بچه تان را در خانه نگه دارد بیارزد».!!

- «قتل ها را مثل صحنه هاى عاشقانه تصویر کنید و صحنه هاى عاشقانه را مثل قتل ها.»

- «اگر فیلمى خوب باشد، حتى اگر صداى فیلم هم قطع شود باز هم تماشاگر مى تواند کاملاً بفهمد فیلم چطور پیش مى رود.»

- «مدت زمان یک فیلم ارتباط مستقیم با تحمل مثانه آدم دارد.»!!

از وبلاگ سینمای وحشت


زمانی ارنست همینگوی گفته بود که اگر در داستانی یک تفنگ را که بر روی دیوار قرار دارد توصیف کردید، در طول داستان باید این تفنگ نقشی را ایفا بکند.

این موضوع علاوه بر ادبیات در سینما نیز صدق می کند. سینمای هیچکاک در این مورد مثالهای بسیار خوبی دارد.

کسانی که سرگیجه را دیده اند حتما صحنه زیبای اتاق سبز هتل را به یاد دارند.

اتاق مادلن با نور سبز چراغ بیرونی هتل روشن شده است.حال ببینید که هیچکاک چگونه از این نور سبز استفاده دراماتیک می کند.

جودی که پس ارایش و پوشیدن لباس هایی شبیه مادلن کاملا به او شبیه شده است برای تغییر ارایش مو به حمام میرود و پس از باز گشت در هاله ای از نور سبز ومه فرو می رود. گویی دوباره زاده شده است.و این یعنی استفاده دراماتیک از عناصر صحنه....

زمانی که فیلم "بیگانگان در ترن" را می دیدم.در صحنه ای شخصیت اول فیلم درواگن مترو با تنها شخصی که روبرو می شود یک مرد مست است . در ان زمان به این فکر بودم که این شخص و مست بودن او چه نقشی در داستان ایفا خواهد کرد.

در ادامه داستان مشخص شد که در همان لحظه قتلی صورت گرفته است که مظنون اصلی ان شخص اول داستان است . ان شخص مست در واقع تنها شاهدی است که اورا دیده است ولی به علت مست بودن او رابه یاد نمی اورد.

بر گرفته از سایت ایران کلاسیک



«من به مانند یک فیلسوف به مردم همان چیزی را می‌دهم که می‌خواهند.» این را کارگردانی گفته که در کارنامه سینمایی‌اش نزدیک ۶۰ فیلم دارد که از بسیاری از آن‌ها اکنون به عنوان آثار برتر سینما نام برده می‌شود. دیروز یعنی ۱۳ آگوست روز تولد آلفرد هیچکاک، استاد دلهره و تعلیق در سینما، بود که خودش به عنوان کارگردان ستاره اصلی فیلم‌هایش بود.

معمولا از فیلم‌های سرگیجه، پنجره عقبی، شمال از شمال غربی، روانی، بدنام، ربکا و پرندگان به عنوان بهترین فیلم‌های هیچکاک نام می‌برند. (جالب آن که همه فیلم‌هایی که نام بردیم در زمان فعالیت هیچکاک در هالیوود ساخته شدند.) فیلم‌هایی که بادقت و وسواس فراوان ساخته شده‌اند و اغلب جنبه‌های روانکاوانه قوی و محکم (به ویژه در روانی) دارند که هرچند فیلم‌های زمانه خودشان که هنوز روانشناسی و روانکاوی تازه و نو بود، هستند ولی هنوز هم برای مخاطبان جذاب و جالبند. آثار هیچکاک تاثیری انکارناپذیر بر سینمای جهان گذاشتند و تکنیک‌های تازه‌ای معرفی کردند. آنچه که در فیلم‌های او می‌بینیم، ترس به معنای امروزی آن در فیلم‌های ترسناک نیست، بلکه نوعی تعلیق استادانه و نگرانی از فرجام کار است که آن را دلهره‌آور می‌کند. نور و سایه هنرمندانه هیچکاک در فیلم‌هایش (مثلا در ربکا در صحنه‌هایی که ترس و نگرانی بر خانم جدید خانه که تا آخر هم اسم واقعی‌اش معلوم نمی‌شود سایه افکنده) از دیگر مشخصه‌های آثار اوست. در همان ربکا تکان‌خوردن پرده‌ها و سایه‌های با نور‌های متفاوت چنان استادانه طراحی شده‌اند که بدون نیاز به هیچ عنصر دیگری، فضای دلهره را به تماشاگر منتقل می‌کنند.
امضای کارهای هیچکاک، حضور او حتی برای چند ثانیه در فیلم‌هایش است که واقعا ایده جالبی بوده. این کار را بعدها کارگردانان دیگری هم کردند و این حضور تکراری در موارد دیگری هم استفاده شد. حتی به نظر من ایده مرد تماشاگر یا Mr. Observer در سریال فرینج نیز از همین کار هیچکاک گرفته شده است. در فرینج مردی در تمام اپیزودها برای لحظه‌ای هم که شده دیده می‌شود و این به رازی مبهم برای تماشاگران بدل شده؛ مثل هیچکاک که در اغلب فیلم‌های کارنامه‌اش و در تمام فیلم‌هایی که در هالیوود ساخته، حضور کوتاهی جلوی دوربین دارد. در اینجا شما می‌توانید لیست تمامی حضورهای هیچکاک در فیلم‌هایش را همراه با تصویر صحنه موردنظر، ببینید.
 هیچکاک فیلمسازی پرکار و پرتلاش بوده. شاید هیچ کارگردانی به اندازه او برای یک صحنه ۴۵ ثانیه مثل صحنه قتل فیلم روانی این‌قدر وقت و انرژی نگذارد. حتی اصلا ایده ساخت فیلمی مثل پرندگان با امکانات آن‌زمان به اندازه کافی سخت و طاقت‌فرسا به نظر می‌رسد. ساخت ۶۴ فیلم (صامت و ناطق) در طول  ۵۳ سال فعالیت سینمایی نشان از پرکاری او دارد و البته نباید فراموش کرد که فاصله زیادی نیز بین برخی آثار او مشاهده می‌شود که می‌توان دلیل آن را همین پرکاری و تجربه‌اندوزی هیچکاک در نظر گرفت.
اما در این قسمت بد نیست که نگاهی به یکی از آثار شاخص هیچکاک یعنی روانی داشته باشیم که از جهاتی به دیگر آثار او متفاوت است. البته بحث درباره روانی فراوان است و می‌توان مطالب دیگری را به آن اختصاص داد و درباره بسیاری نکات مربوط به این فیلم مثل تاثیر آن بر روند سینما و تاثیرپذیری بزرگانی چون مارتین اسکورسیزی از آن نوشت؛ اما در اینجا به نوع روایت این فیلم می‌پردازم که با آنچه از سینمای کلاسیک سراغ داریم، متفاوت است. در روانی تا قبل از صحنه قتل، داستان از زاویه دید شخصیت اصلی (با بازی جنت لی) روایت می‌شود و بیننده تصور می‌کند موضوع درباره پولی است که دزدیده شده، اما شوک اصلی آنجاست که ستاره فیلم ناگهان با یک صحنه قتل که بسیار استادانه از آب درآمده (در طول ۷ روز از ۷۰ زاویه دوربین برای این صحنه ۴۵ ثانیه‌ای فیلمبرداری شده) از داستان کنار می‌رود و اصلا زاویه روایت و داستان اصلی هم عوض می‌شود و بیننده از زاویه دانای کل بقیه داستان را می‌بیند. هیچکاک به سینماداران گفته بود پس از شروع فیلم تماشاگران تازه‌ای را به سالن راه ندهند چون اگر ابتدای فیلم و جنت لی را نبینند، منتظرند که جنت لی به فیلم اضافه شود! در حالی که ستاره اصلی فیلم قرار است در یک غافلگیری از داستان کنار برود.
این ابتکار و شجاعت هیچکاک، در دورانی که او فیلم‌های موفقی مانند بدنام یا ربکا را پیش از روانی ساخته بود، باعث شد که این فیلم کم‌خرج، پولسازترین فیلم کارنامه هیچکاک باشد. بودجه ۸۰۰ هزار دلاری ساخت فیلم به فروش ۳۲ میلیون‌دلاری آن انجامید و به یکی از بهترین نمونه‌های درام روانکاوانه و دلهره‌آور بدل شد. اگر امروزه از روانی به عنوان بهترین فیلم ترسناک تاریخ سینما یاد می‌کنند، باید در نظر داشت که جنس ترس و دلهره آن با آنچه این روزها در اغلب فیلم‌های ژانر ترسناک می‌بینیم، متفاوت است.
برای آن که به ارزش کارهای هیچکاک پی ببریم، باید فیلم‌هایش را ببینیم و تحلیل کنیم. برای شناخت دنیای او چاره‌ای جز تسلط بر آثارش نیست. هیچکاک با این که در آثارش از بازیگران سرشناس و مطرحی مثل اینگرید برگمن یا کری گرانت (که در موردش گفته تنها بازیگری در عمرش بوده که دوستش داشته) استفاده کرده اما همواره ستاره اصلی فیلم‌هایش، خودش بوده است. فیلم‌های هیچکاک، فیلم‌های او بوده‌اند نه فیلم‌های برگمن یا گرانت و نام او بوده که بینندگان را به سینما می‌کشانده است.

برگرفته از سایتنسیمانه 

--------------

--------------

--------------

--------------

--------------

--------------

--------------

--------------

--------------

--------------

--------------

--------------

--------------

--------------

هیچکاک و کری گرانت

 

خرابکار (۱۹۴۲)

 

خرابکار (۱۹۴۲)

 

The Paradine Case (1947)

 


The Paradine Case (1947)

 

طناب (۱۹۴۸)

 

ام را نشانه قتل بگیر (۱۹۵۴)

 

ام را نشانه قتل بگیر (۱۹۵۴)

 

مرد عوضی (۱۹۵۶)

 

سرگیجه (۱۹۵۸)

 

سرگیجه (۱۹۵۸)

 

روانی (۱۹۶۰) یا "روح"

 

پرندگان (۱۹۶۳)

 

پرندگان (۱۹۶۳)

 

پرندگان (۱۹۶۳)

 

پرندگان (۱۹۶۳)

 

پرندگان (۱۹۶۳)

 

پرده پاره (۱۹۶۶)

 

پرده پاره (۱۹۶۶)

 

جنون(۱۹۷۲) یا فرنزی

 

توطئه خانوادگی (۱۹۷۶)

 

توطئه خانوادگی (۱۹۷۶)

 

هیچکاک و کری گرانت

 

هیچکاک و کری گرانت و اینگرید برگمان

 

 

 



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:یکشنبه 24 مرداد 1389 10:22 ق.ظ

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.