تبلیغات
cinema - Angel Heart


درباره وبلاگ:

آرشیو:

طبقه بندی:

آخرین پستها :

پیوندها:

نویسندگان:

آمار وبلاگ:


Admin Logo themebox

Angel Heart

نوشته شده توسط:azarakhsh
جمعه 19 مرداد 1386-12:08 ب.ظ

شخصی به اسم "هارولد آنجل" که کارهای متفرقه انجام می دهد توسط "لوئیس سیفر" (Louis Cyphre) استخدام می شود.
 "لوئیس سیفر" که ظاهری عجیب دارد به "آنجل" می گوید به دنبال خواننده مشهوری به نام "جانی فیوریت" می گردد. "جانی" با "لوئیس سیفر" قرارداد مادام العمر بسته ولی "جانی" در سال 1943 به جنگ در آفریقا اعزام شده و آنجا  زخمی گردیده و فراموشی گرفته است. "لوئیس سیفر" به "آنجل" می گوید که می خواهد بداند "جانی" هنوز زنده است یا نه؟

Angel Heart
 


کار گردان: Alan Parker
نویسنده: William Hjortsberg; Alan Parker
بازیگران:
Mickey Rourke Harry Angel
Robert De Niro Louis Cyphre
Lisa Bonet Epiphany Proudfoot
Charlotte Rampling Margaret Krusemark
Stocker Fontelieu Ethan Krusemark
Brownie McGhee Toots Sweet
Michael Higgins Dr. Albert Fowler
Elizabeth Whitcraft Connie
Eliott Keener Det. Sterne
Charles Gordone Spider Simpson, Bandleader

محصول: 1987آمریکا
مدت زمان: 113 دقیقه
ژانر: Horror; Mystery; Thriller
گروه بندی سنی: R
امتیاز : 7/1 از 10

خلاصه فیلم:
شخصی به اسم "هارولد آنجل" که کارهای متفرقه انجام می دهد توسط "لوئیس سیفر" (Louis Cyphre) استخدام می شود.


"لوئیس سیفر" که ظاهری عجیب دارد به "آنجل" می گوید به دنبال خواننده مشهوری به نام "جانی فیوریت" می گردد. "جانی" با "لوئیس سیفر" قرارداد مادام العمر بسته ولی "جانی" در سال 1943 به جنگ در آفریقا اعزام شده و آنجا زخمی گردیده و فراموشی گرفته است. "لوئیس سیفر" به "آنجل" می گوید که می خواهد بداند "جانی" هنوز زنده است یا نه؟


"آنجل" به بیمارستان روانی که "جانی" در آنجا بستری بوده می رود و پزشک معالج "جانی" را پیدا می کند. پزشک معالج ("فاولر" ابتدا حرفی نمی زند. اما با تهدید های "آنجل" به حرف می آید."فاولر" می گوید:
"جانی" صورتش در جنگ آسیب دیده و در بیمارستان ترمیم شده اما فراموشی شدیدی دارد. 12 سال پیش مرد ثروتمندی به اسم "کلی" با زنی ناشناس او را از بیمارستان تحویل می گیرند و با خود می برند و 25 هزار دلار به دکتر می دهند تا گزارشات را تحریف کند و وانمودکند که "جانی" در بیمارستان است و برای ظاهر سازی همیشه صورتحساب ها را پرداخت می کنند.
"آنجل" برای شام بیرون می رود اما وقتی بر می گردد می بیند که "دکتر فاولر" با شلیک تیری در چشمش به قتل رسیده است.



دوست دختر "آنجل" که در تحقیقات به او کمک می کند اطلاعاتی در خصوص "جانی" بدست آورده است.او می گوید:
"جانی" در گروه موسیقی به اسم "اسپایدر" خواننده بوده است و با یک گیتاریست به نام "توتس سوئیت" در این گروه دوست صمیمی بوده. همچنین نامزد پولداری به اسم "مارگارت کروزمارک" داشته که کارهای عجیبی مثل فالگیری و طلسم و جادوگری انجام میداده.
"آنجل" به سراغ رهبر ارکستر اسپایدر میرود و او اطلاعاتی در مورد دوست گیتاریست "جانی" ("توتز سوئیت" و عشق پنهانی "جانی" که زنی سیاهپوست به اسم "ایوانجلین پرادفوت" است می دهد.
"آنجل" با نامزد "جانی" ("مارگارت کروزمارک" ملاقات می کند. "مارگارت" که فالگیر است متوجه می شود "آنجل" برای فال گرفتن نیامده و کمکی به او نمی کند.


"آنجل" جای معشوقه پنهانی "جانی" ("ایوانجلین پرادفوت" را پیدا می کند اما او سالها قبل فوت کرده. "آنجل" دختر "ایوانجلین" ("اپیفانی" را می بیند و او هم کمکی نمی کند.



"آنجل" گیتاریست گروه، "توتس سوئیت" را پیدا می کند اما عده ای"توتس" را تهدید می کنند و "توتس" هم حرفی نمی زند. بعد از اینکه "آنجل" خانه "توتس" را ترک می کند، "توتز" را خفه می کنند و به قتل می رسانند.
"آنجل" به خانه "مارگارت" (نامزد جانی) می رود و می بیند "مارگارت" را کشته اند و قلبش را از سینه اش درآورده اند.



سپس "آنجل" دختر معشوقه "جانی" ("اپیفانی" را میبیند و "اپیفانی" می گوید که "جانی" پدرش بود اما هیچوقت از جنگ بر نگشته. "اپیفانی" به اتاق "آنجل" در هتل می رود و همانجا می ماند.
"آنجل" پس از مدتی "کلی" یا همان مرد ثروتمند که "جانی" را از بیمارستان خارج کرده را پیدا می کند و مشخص می گردد که "کلی" پدر مارگارت است."کلی" به "آنجل" می گوید:
"جانی" به شکل مرده ای متحرک بود. اورا از بیمارستان گرفتیم و توی میدان شهر رها کردیم تا برای همیشه از زندگی ما خارج شود."جانی" مرد قدرتمندی بود، با شیطان پیمان بسته بود،روحش را فروخته بود تا مشهور شود.اما وقتی مشهور شد خواست کنار بکشد و از شیطان پرستی دست بر دارد."جانی" بطور تصادفی با خواندن یک مطلب باستانی پی می برد که به یک قربانی هم سن و سال خود احتیاج دارد تا خودش را آزاد کند. برای این کار در جشن شب سال نو "جانی" و "توتس" یک سرباز را که تازه از جنگ برگشته بود انتخاب می کنند. سرباز را به اتاق"جانی" می برند و مراسم جادگری آغاز می شود. سرباز را می بنندند و روی بدنش داغ می زنند و اورا تکه تکه می کنند. و "جانی" قلب سرباز را در حالی که هنوز می تپیده می خورد. نقشه جانی این بوده که کنار بکشد و به عنوان سرباز ظاهر شود. "جانی" پلاک شناسایی سرباز را برای اینکه شناخته نشود به "مارگارت" می دهد تا مخفی کند.اما قبل از جور شدن کارها "جانی" به جنگ احضار می شود و توی جنگ زخمی می شود و فراموشی می گیرد، بدون اینکه بفهمد چه کسی است.
بعد از این ملاقات "کلی" هم کشته می شود.
"آنجل" که شدیدا آشفته می شود به خانه "مارگارت" می رود تا پلاک مخفی شده سرباز را پیدا کند. "آنجل" پلاک را پیدا می کند و می بیند اسم خودش روی پلاک حک شده است. (در نتیجه "آنجل" در اصل همان "جانی" است)



همان موقع "آنجل" مرد ثروتمند ("لوئیس سیفر" را می بیند و متوجه می شود که "لوئیس سیفر" (Louis Cyphre) تغییر یافته "لوسیفر" (Lucifer) یا شیطان است.
شیطان به او می گوید که "تمام قتل ها کار خودت بوده و همه را تو کشته ای"
"آنجل" (یا همان "جانی" به اتاق خود می رود و با جسد "اپیفانی" که در حین تجاوز اورا به قتل رسانده اند روبرو می شود. پلیس که برای تحقیق به خانه "آنجل" آمده در مورد "اپیفانی" سئوال می کند و "آنجل" می گوید که "اپیفانی" دخترش است و خودش اورا به قتل رسانده.








 



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:جمعه 19 مرداد 1386 02:08 ق.ظ

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.